|
10 - شخصى كه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) او را اهل بهشت خواند، چرا؟
انس بن مالك گويد: با جمعى در حضور رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) نشسته بوديم كه
حضرت فرمود: هم اكنون در اين جاده مردى از اهل بهشت مى آيد، ما نگاه كرديم ، ديديم
مردى از انصار آمد كه صورت و محاسنش را با وضوئى كه گرفته بود، پاكيزه نموده بود و
كفشهايش در دست چپش بود، به نزديك آمد و سلام كرد.
فرداى آن روز، باز در حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله ) بوديم كه فرمود: هم اكنون
از اين جاده شخصى مى آيد كه اهل بهشت است ، نگاه كرديم ديديم همان مرد انصار ديروزى
است .
روز سوم نيز همين موضوع تكرار شد، وقتى آن مرد آمد، پيامبر (صلى الله عليه وآله )
برخاست ، و عبدالله بن عمروعاص نيز بلند شد و گفت : من با پدرم بگو مگو كردم و
سوگند ياد كردم كه سه روز نزدش نروم ، اگر اجازه بفرمائى ، اين سه روز را همراه شما
باشم ، او اجازه داد، من در اين سه روز (آن مردى را كه پيامبر (صلى الله عليه وآله
) او را اهل بهشت معرفى مى كرد خوب امتحان كردم ) ديدم يك آدم معمولى است ، ديدم شب
براى شب زنده دارى بلند نشد و فقط هر وقت به اين طرف و آن طرف مى غلتيد، ذكر خدا مى
گفت ، صبح براى نماز صبح برخاست و نمازش را خواند، و غير از سخن نيك ، سخن ديگرى از
او نشنيدم ، شب دوم و سوم نيز بطور معمول گذشت .
تصميم گرفتم عمل او را كوچك بشمارم به او گفتم : اى بنده خدا راستش بين من و پدرم
كدورتى نيست كه سه روز از او فاصله بگيرم ، ولى شنيدم پيامبر (صلى الله عليه وآله )
تو را اهل بهشت معرفى كرد، خواستم ببينم عمل تو چيست ؟ كه تو را اهل بهشت نموده است
، ولى اكنون عمل بسيارى از تو نديدم و تو را يك آدم معمولى يافتم ، حال بگو بدانم
چه كارى تو را به اين مقام رسانده ؟
مرا به نزديك خواند و گفت : راز بهشتى بودن من آن نيست كه از من ديدى ، بلكه جهت و
سببش اين است كه من به احدى از مسلمانان خيانت نمى كنم و به هيچ كس از افرادى كه
خداوند به آنها نعمت سرشار داده حسد نمى برم .
عبدالله به او گفت : اكنون فهميدم ، همين صفات تو را اهل بهشت نموده است ، صفاتى كه
ما قدرت بدست آوردن آن را نداريم .
(19)
به اين ترتيب در مى يابيم كه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) براى ارزشهاى انسانى و
تهذيب اخلاق تا چه اندازه احترام قائل بود.
چه غم ديوار امت را كه باشد چون تو پشتيبان
چه باك از موج بحران را كه باشد نوح كشتيبان
از گفتار رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) مادر چهار چيز در چهار موضوع است : 1 -
مادر داروها، كم خورى است 2 - مادر همه آداب و روش معاشرت ، كم سخن بودن است
(كنترل زبان ) 3 - مادر همه عبادات كم گناه كردن است 4 - مادر همه آرزوها صبر است .
(20)
|